خدمات مشتریان 84223

راهنمای بیمه گزاران


اول:

تقریبا حوالی یک سال پیش بود در اداره مشغول به کار بودم که تلفن زنگ خورد پشت خط شخصي با صداي بلند حادثه اي را اطلاع مي داد بطوري که من با فاصله چند متري کاملا صحبت هاي فرد پشت خط را متوجه مي شدم.
کارگري از طبقه پنجم ساختمان رو به اتمامی به درون چاله آسانسور سقوط و درجا فوت کرده بود. پس از پايان تماس سريعا يکي از همکارانم جهت بررسی موضوع به محل حادثه اعزام شد.
روز بعد از کارشناس مربوطه جزييات حادثه را جويا شدم،‌ ايشان گفتند سريعا به محل حادثه رفتم کارگر بخت برگشته بطور فجيعي فوت کرده بود و همه شواهد نشان مي داد که متوفي در اثر سقوط فوت کرده و براساس وظايف کارشناسي تحقيق محلي را شروع کردم که مشخص شد کارگر تنها ۳۲ سال و سه فرزند داشت که متاسفانه تنها پس از دو روز کار در پروژه فوت کرده بود.
پرداخت هزینه های دیه مخصوصا دیه فوت بقدری سنگین است که کمتر کارفرمایی از عهده ی پرداخت خسارت آن بر می آید و کارفرمای این پروژه چون قبلا حادثه ی مشابهی را در پروژه ی یکی از دوستان خود دیده بود، در همان ابتدای کسب پروانه بیمه نامه ی کاملی را برای خود خریداری کرده بود.

چند نکته مهمي که قابل تامل است عبارتست از :
– يک کارفرما ضريب سود و درآمدش از پروژه ها چقدر است که هر از گاهي با يک حادثه بتواند از جيبش جبران خسارت کند؟
– کارفرمايي که پرداخت حق بيمه زير ۱ ميليون تومان را پرداخت نمي کند چگونه مي تواند از عهده جبران خسارت ديه روز بر آيد؟
– متاسفانه پس از فوت کارگر که در اغلب موارد تامین کننده ی خانواده است، ضربه ی جبران ناپذیری را خانواده وارد می سازد که با پرداخت غرامت می توان تا حدی از فروپاشی خانواده و فشار بر روی آنها کم کرد.

دوم:

حدودا ۵ ماه پیش بود که آقای میانسالی برای مشاوره در مورد بیمه نامه ای که برای کارگاه خود می خواست به نزد بنده آمدند. پس از صحبت با ایشان متوجه شدم که به همراه پسرش کارگاه برش چوبی با ۶ نفر کارگر دارد.
يکي از طرح هاي مناسب را براي ايشان تاييد و صادر کردم و طبق معمول از ایشان درخواست کردم که بیمه نامه را به دقت مطالعه نمایند و در صورتی که هر بخشی از بیمه نامه متناسب با پروژه ی آنها نبوده با بنده طی یک هفته تماس بگیرد. حدودا ده روز از صدور بیمه نامه نگذشته بود که ایشان با بنده تماس گرفتند و با اضطراب اعلام کردند که دست یکی از کارگرانشان قطع شده است و مرتب تکرار می کردند که حالا باید چی کار کنم، بیچاره شدم و …
بنده پس از دعوت ايشان به خونسردي عرض کردم، دست قطع شده را بر روي قسمت برش خورده فشار داده و فرد حادثه دیده را به يکي از بهترين و تخصصي ترين مرکز پيوند اعضاء اعزام کنند.
با اعزام کارگر حادثه ديده به يک بيمارستان خصوصي درجه يک و عمل جراحي يک پزشک حاذق، دست قطع شده کارگر پيوند زده شد و مشکل نقص عضو او از بين رفت.
با اين فرايند يک حلقه برد – برد ايجاد شد:
– برد اول کارگر بود که دچار نقص عضو نشد و به داشتن کارفرمايي که سلامت او برايش مهم است افتخار مي کرد. برای او اقدام کارفرمایش که او را تحت نظر بهترين پزشک در بهترين بيمارستان مداوا کرد، بسیار ارزشمند بود.
– برد دوم کارفرما بود چرا که نقص عضو کارگرش به صورت مطلوب التیام یافت و توانست با آرامش مجددا فعالیت را از سر بگیرد.
– برد سوم نيز، برد شرکت بيمه بود چرا که اگر کارگر درمان نشده بود و دچار نقص عضو مي شد چندين برابر هزينه پزشکي پيوند عضو را بعنوان ديه قطع و تقص عضو بايد پرداخت مي کرد.
– و مهمترين بخش حادثه جايي بود که بدون نياز به شکايت کارگر از کارفرما کليه هزينه ها جبران شد و پس از طول دوره درمان بدون بروز هيچ درگيري و مشکلي کارگر حادثه ديده در شغل قبلي خود با احتياط بيشتر مشغول به کار شد.

فرم های پیشنهاد بیمه های مسئولیت را از اینجا دانلود کنید